قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
933
تاريخ الفي ( فارسى )
پس ابن مطيع جمعى كثير از گردان صفشكن و دليران مردافكن به حرب مختار فرستاد . چون ابراهيم بن مالك ، سويد بن عبد الرحمن را بكشت اصحاب او با او گفتند : اگر رخصت فرمايى به دار الاماره رويم و دل از كار ابن مطيع فارغ سازيم . ابراهيم گفت : ما را نخست بر در سراى مختار بايد رفت تا ببينيم كه او در چه كار است . القصّه ؛ چون ابراهيم قريب به منزل مختار رسيد ديد كه مخالفان او را احاطه كردهاند و در مقام مقاتلهاند . نايرهء حميّت او التهاب يافته شمشير بركشيد و از عقب ايشان حمله كرده آن جماعت را متفرّق و منهزم گردانيد . در خلال اين حال قيس بن طهفة الهندى با صد سوار نزد مختار مىآمد . اتفاقا گذار او به جانبى افتاد كه شبث بن ربعى با يزيد بن انس در كارزار بود . پس ابن طهفه از قفاء شبث بن ربعىّ درآمده جمعى از ياران او را كشته و شبث روى به گريز نهاده نزد ابن مطيع رفت و گفت : اى امير فكرى بر اصل در باب مختار بايد كرد كه كار او قوى شده و جمعى كثير از شيعهء ابو تراب بر وى جمع آمدهاند . و با وجود آنكه مردم بسيار از بيعتيان مختار در خانه مانده بودند به واسطهء آنكه مردم ابن مطيع سر محلّهها مضبوط داشتند بيرون نمىتوانستند آمد . اتّفاقا در اين اثنا ابو عثمان هندى كه از كبار اصحاب مختار بود و از دوستداران اهل نبوّت بود با جمعى كثير از ياران و خويشان خود متوجّه سراى مختار شد و اصحاب خود را فرمود تا نداى « يا لثارات الحسين ، يا ايّها الحىّ المهتدون ، يا منصور امت ، إنّ امير آل محمّد و وزيرهم قد خرج » [ سر ] دادند . - يعنى : اى طالبان خون حسين ، اى گروه [ راه ] راست يافتگان ! به درستى كه امير آل محمّد و وزير ايشان بيرون آمده - پس جمعى كثير از شيعيان اهل بيت كه از ترس مخالفان بيرون نمىآمدند به آن ملحق شدند . القصّه ؛ آن شب شبى بود در غايت مهابت ، و تا روز در چند جاى محاربات قوى از قوّه به فعل آمده بود و بعد از طلوع صبح مختار دانست كه مردم بسيار در محاربهء او با عبد اللّه مطيع اتّفاق نمودهاند . « 1 » بنابراين خود را از شهر بيرون انداخته نواحى دير هند را لشكرگاه ساخت . ابو مخنف ازدى « 2 » گويد كه از حميد بن مسلم و نعمان بن ابى جعده مروى است كه مختار در آن صباح امامت قوم خود كرده در ركعت اوّل « و النازعات » و در ركعت دويم سورهء
--> ( 1 ) . به گواهى اكثر مورّخين مختار در جلب پشتيبانى موالى مهارتى خاص داشت ، به حدّى كه اعراب كوفه از توجّه و اعتماد خاص وى به موالى زمزمهء نارضايتى درافكندند ؛ - اخبار الطّوال ، ص 321 . ( 2 ) . لوط بن سعيد بن مخنف ازدى ( وفات 157 ه . ق ) از مورّخان و راويان شيعه و داراى تأليفاتى سودمند است ؛ از جمله فتوح شام ، فتوح عراق ، جمل ، صفين ، نهروان ، مقتل حضرت على ( ع ) ، مقتل سيّد الشهدا ( ع ) ؛ - ابن شاكر ، فوات الوفيات ، ج 2 ، ص 288 .